تبليغاتX
ایستگاه توهم زا

ایستگاه توهم زا

سیزده خط برای زندگی

 

گابريل گارسيا ماركز سيزده خط براي زندگي مينويسد كه عبارتند از :

1-دوستت دارم ، نه بخاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا ميكنم .
2-هيچكس لياقت اشكهاي تورا ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود .
3-اگر كسي تورا آنطور كه ميخواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد .
4-دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورا بگيرد و قلب تورا لمس كند .
5-بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد .
6-هرگز لبخند را ترك نكن ، حتي وقتي ناراحتي . چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو باشد .
7-تو ممكن ايت در تمام دنيا يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي .
8-هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران .
9-شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شكر گذار باشي .
10-به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن .
11-هميشه افرادي هستند كه تورا مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني .
12-خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .
13-زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري .

اين متن را براي كساني كه به هر دليلي دوست تو هستند بده ، حتي اگر آنها را هميشه نميبيني يا با آنها هميشه صحبت نميكني...
ولي به خاطر داشته باش : " هر آنچه اتفاق مي افتد ، بنا به دليلي است

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 14:44  توسط وحید  | 

قابل توجه پسر ها؟

ترم 1 دانشگاه : سرت حسابي تو درس و مشق هست به هيچي فکر نميکني.
ترم 2 دانشگاه : کمي توي جلسات
مخ زني شرکت ميکني
ترم 3 دانشگاه : حداقل داشتن چهار دوست دختر الزامي است .
ترم 4دانشگاه : بسيار مهم است که براي پايان ترم حتما يکي از دوست دخترهاي خود را به منزل ببريد .
ترم 5 دانشگاه : در دست داشتن يک سيگار و در جيب داشتن يک پاکت سيگار.
ترم 6 دانشگاه : داشتن خانه مجردي و يا مکان براي مواقع ضروري .
ترم 7 دانشگاه : شرکت در کليه پارتي هاي گوناگون .
ترم 8 دانشگاه : داشتن اتوموبيل براي سهولت در بلند کردن دختران گرامي .
ترم 9 دانشگاه : هم اکنون شما به يکي از حرفه ايي ترين مخ زن ها تبديل شديد .و مي توانيد کار خود را براي تور کردن مورد هاي ديگر شروع کنيد

اخی پسرای بیچاره.....

 

تقسيم بندي پسرها

 

پسران به 5 دسته تقسيم ميشوند:
ظاهر زيبا و مغروري دارند اما باطنشان بر ميگردد به بچه هاي راه اهن و مولوي
نه ظاهر زيبايي دارند و نه باطن زيبايي (البته پسران هيچ وقت نمي توانند باطني زيبا داشته باشند و حتي معناي ان را هم نميتوانند درک کنند
ظاهر زيبايي ندارند اما باطني زيبا ودلنشين و جذب کننده اي دارند که البته:
گشتم نبود نگرد نيست

بعضي پسران هستند که (ببخشيد ؛شرمنده ) خر به دنيا مي ايند و گاو از دنيا ميروند خر به دنيا مي ايند چون از زندگي هيچ چي نمي فهمن و گاو از دنيا ميرن چون تمام عمرشان را به خردن و خوابيدن مشغول بودن و هيچ گاه سعي نکردند که چيزي را بفهمند ( البته کار خوبي کردند چون زور بي خود مي زدند
دسته پنجم پپراني هستند که به ظاهر پسر هستند و پسرانه رفتار مي کنند اما در باطنشان دوس دارند دختر باشند که اين خصلت در صحبتها و اسامي که براي خودشان در نظر مي گيرند کاملآ مشخص است . به عنوان مثال:

پيشي ملوسه
پيشي را براي ظاهر در نظر گرفته که بگويد من سبيل دارم پس مردم اما کلمه ي ملوسه ظاهرش را مشخص مي کند چون همان طور که عزيز عزض فرمودند :
کلماتي مانند عروسکم؛ملوسکم؛خوشکلم؛نازم ؛عزيزم و...... براي دختران به کار مي رود .

يه کلمه هم از زبون مادر شوهر

مردان هيچ قدرتي ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ي زنانه.
اما اگر بخواهي احساسي برخورد کني مي فهمي درست است (اما مردان قديم(چون:


انها سبيل دارند از نوع در رفته و بلندش
ريش دارند از نوع پر پشتش
مو دارند از نوع فرفري و بلندش
هيکلي دارند بلا نسبت فيل(داداش کوچيکه و اين حرفها

شايد همه ي اينها نشان دهنده ي قدرت باشد اما خوووووووووووب در پسران امروزي که نگاه کني:


نشاني از ريش و سبيل نمي بيني


ريششان را به دليل مد سه تيغه ميکنند وبه جاي ان خطي ميگذارند به نام خط ريش( ان هم براي اين که مردم بفهمند اينها خانوم نيستند و مثلآ اقا تشريف دارند


موهاي فرفري هم از مد افتاده

و به جاي ان از وسايلي از قبيل کلاه گيس؛ سشوار ؛ ژل و کتيرا و ...... استفاده ميکنند.(البته بعضي ها براي اين که نشان دهند هنرمند هستند موهاي خود را تا منتها اليه شانه ها يا کمر خود بلند ميکنند
ديگر از ان هيکل و شکم خبري نيست چون تمامي پسران به باشگاه بدنسازي ميروند و هر کدام به جاي وانت پيکان که با ان کار کنند اسبي دارند که سوارش ميشوند و موهاي خود را بر باد ميدهند.


زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم
ناز بنياد مکن تا مکني بنيادم


پس اين سوال بر همگان به وجود ميايد که اين موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس ميکشند؟؟؟
ايا اين همآن خشم و غضب خدا نيست؟
ايا اين همان عذاب الهي نيست؟
چه عذابي از اين بالاتر که پسري به دختري بگويد دوست دارم؟
اين همانند اني است که عزراييل به فردي لبخند بزند و بگويد عزيزم بيا بغلم.


خبر جديد:
طبق امار گرفته شده به نتيجه رسيده ايم که اکثر دختراني که والدينشان نفرينشان ميکنند و به قول معروف اق والدين ميشوند دچار اين گونه عذابها ميشوند .


اخطار:
به تمامي دختران توصيه ميشود هر گاه به همچين موجودي برخورد کرديد ميتوانيد از کلمه ي بپر استفاده کنيد چون انها ميپرند.


اقايان متفکر
تا حالا اقايي رو ديدين در حال فکر کردن باشه ؟ ؟؟؟من که هر وقت ديدم اين قدر خنديديم که انگار خنده دار ترين جک دنيا را برام گفتن.
بعضي از اقايون وقتي فکر ميکنن با سبيلهاشون ور ميرن و اونها را ميکنن طوري که وقتي فکرشون تموم شد و خواستن راه برن ميبينن تعادلشون به هم ميخوره .
بعضي از اقايون وقتي مي خوان فکر کنن دستشون رو ميگيرن به دو طرف صورتشون وهي دستاشون رو بالا پايين ميکنن مثل اين که دارن صورتشونو ميشورن طوريکه وقتي فکرشون تموم ميشه صورتشون پوست انداخته وبايد 10000 تا پماد خرجش کنن.
بعضي از اقايون وقتي فکر ميکنن تا منتها اليه انگشتانشان را داخل بيني فرو کرده و ميچرخانند طوري که اشغالهاي بيني که سهله؛مايه ي برون مغزي و درون مغزي هم مياد بيرون.
بعضي از اقايون وقتي فکر ميکنن بدنشان به خارش ميافتد از نوک انگشتان پا تا فرق سرشان که شپشها کيلو کيلو از ان ميپرند بيرون.خلاصه اينکه کوره هاي روي پوستشون کنده ميشن.

خلاصه اقايون با فکر کردناشون کاراي خنده دار ديگه اي هم هست که انجام ميدن اما چون ميترسم روده تون از خنده بترکه فعلآ نميگم .

فوايد فکري در اقايان:به پوست اندازي ونظافتشان کمک ميکند. در روحيه و اخلاقشان بسيار موثر است باعث ساکت شدن انها ميشود براي اصلاح صورتشان مفيد است.

نتيجه گيري اخلاقي:هر وقت احساس کرديد مردي احتياج به نظافت عمومي دارد به او سوژه اي براي فکر کردن بدهيد.
استدلال ثابت شده اين قضيه:
اقايان زياد فکر ميکنن اما هيچ وقت نتيجه نمي گيرند از فکرشان .
اقايان حرف زياد ميزنند ولي اهل عمل نيستند هيچ کدامشان.



اعتماد به نفس کاذب در پسران
اين يک بيماري مسري در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.


علايم اين بيماري:
1-:گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني.
2-:طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
3-:تکرار جمله ي هوش پسران بيش ازدختران است .
4-:ايستادن زياد رو به روي اينه.
5-:استفاده از جملاتي شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
6-:مخالفتهاي پي در پي.
7-:پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه.
8-:خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن(دوپينگ
9-:روزي 50 دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.
10-:خواندن کتابهبيي از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژي درماني
تقويت اراده در 20 روز
من بهترينم
و.......
11-:زدن وبلاگهاي تک نفره به عنوان حزب پسران دختر ستيز.(همچين ميگه حزب ادم فکر ميکنه با يه هي يت طرفه در صورتيکه نويسنده و خوانندش يه نفره)
به اميد بهبودي همه پسرا   الهی امین....

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 14:35  توسط وحید  | 

دوست داشتن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 15:2  توسط وحید  | 

گنجشکا روی درختا

 

                                      می پرن این ور و اون ور

 

از سرما هم بی خیالن

 

                                      ندارن سرما رو باور

 

با همه سختی و مشکل

 

                                      خودشونو نمی بازن

 

زیر بارئن توی سرما

 

                                      لانه هاشونو میسازن

 

هر کدوم که غصه داره

 

                                      اون یکی دلش می گیره

 

اونو تنها نمی ذاره

 

                                       دستای اونو می گیره

 

کاش منم مثه پرنده

 

                                       اسیر غصه نبودم

 

کاش توی دنیای بی رحم

 

                                      مرغ پر بسته نبودم

 

کاش توی دنیای فانی

 

                                      یه پرنده یار من بود

 

شادمان و عاشقونه

 

                                   تا ابد کنار من بود

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 14:23  توسط وحید  | 

اورفت...

باامدنش شوری در من به وجود اورد وصف نشدنی اما...

 

او می رود رفتنی پر از دلهره بازگشت است

 

او می رود با یک خدا حافظی کوتاه

 

دلم شور می زند برایش نگران بود موقع رفتن نمیدانم کی باز میگردد

 

چشم براه او به جاده هستم

 

تا باز گردد بازگردد...

 

او می رود و من را تنها رها می کند

 

رفتنی بازگشتنش مبهم است

 

اخرین کلامش فقط مواظب خودت باش

 

به یادش هستم و می مانم تا باز گردد

 

او میرود،کی باز میگردد نه من می دانم نه او

 

او رفت و کوله باری از غم و تنهایی و انتظار به جا گذاشت

 

او رفت چه کسی میداند که چه هنگام باز میگردد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 13:54  توسط وحید  | 

امیدوارم که...

امیدوارم که بعد من خوشی نبینی

امیدوارم که هر چه کردی به سر ت بیاد یه روزی

خیر از عاشقی ندیدم

ای خدا خوشی ندیدم

یه ندا از ته دنیا رسیده باید بمیرم

که دیگه عاشق نباشم دیگه دلداده نباشم

نباشم تا که یه روز مثل حالا اواره باشم

مرگ من شده یه چاره واسه این دل بیچاره

اونیکه واسش میمردم دلو کرده پاره پاره

با دروغی که تو بستی

دلمو اسون شکستی

با خودم گفتم که ای وای به خدا چه قدر تو پستی

این چه دردی بود خدا جون

 دلو کرده درب و داغون با غم نبو دنشکه

همیشه بشه پر از خون

با دروغی که تو بستی

دلمو اسون شکستی

با خودم گفتم که ای وای

به خدا چه قدر تو پستی

امیدوارم که بعد من خوشی نبینی

امیدئارم که هر چه کردی به سرت بیاد یه روزی

خ خ خ خیر از عاشقی ندیدم

از دنیا خوشی ندیدم

یه ندا از ته دنیا رسیده باید بمیرم

که دیگه عاشق نباشم

دیگه دلداده نبا شم

نباشم تا که یه روز مثل حالا اواره باشم.....................

ای وای ای وای من

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 13:51  توسط وحید  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 13:50  توسط وحید  | 

تنهایی را دوست دارم

تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ...

 

تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ...

 

تنهايی را دوست دام زيرا تجربه کردم ...

 

تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

 

تنهايی را دوست دارم زيرا....

 

در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريس

 

وانتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 13:48  توسط وحید  | 

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

آره ! بازم منم همون دیونه ی همیشگی

فدای مهربونیات. چه میکنی با سرنوشت؟

دلم واست تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بد جوری تو صحن چشام خالیه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون

فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون

فدایه تو نمیدونی بی تو چه دردی کشیدم

حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم

نمی دونی چقد دلم تنگه برای دیدنت

برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت

من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره                                          

بعدش خبر میدن بیا داره دوستت می میره

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه؟

غم غریبی عزیزم سردو شکستت نکنه؟

اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون

من تو رو سپردمت دست خدای مهربون

تو از خودت برام بگو. بدونه من خوش می گذره؟

دلت می خواد می یومدم یا تنها موندی بهتره؟

تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم

داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی می آرم

می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن

نورشونو بدرغه ی پاکی خنده هات کنن

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 14:27  توسط وحید  |